![]() |
![]() |
|
| جستاری در موسیقی |
|
.... اینکه آرزو کنی یه دفعه هم که شده نویسنده مورد علاقه ات رو یاخواننده دوست داشتنی ات رو یا آدم سیاسی خوبه ای که می شناسی رو از نزدیک ببینی و انوقت در کمال ناباوری ببینی این آدم با اونی که تو ذهنت بوده تومنی صد صنار تفاوت داره ُ یه اتفاق معمول واسه عصر ماست.... خیلی به ندرت این دوتا ( شخصیت ذهنی و واقعی ) با هم دیگه جور در می آد... اما من از این معدود آدما یه نفر رو خوب می شناسم که خودش از کارای دوست داشتنیش خیلی بهتره .....
خیلی |
|
+
محمد سالاروند |
|
|
" بزرگان جهان را به تواضع و فروتني که داشته اند، به برخوردشان با منقدان خود، و به شهامتشان براي قبول خطا نشانه مي زنند، ورنه رجزخواني شاني ندارد، درشت گوئي عزت نمي آورد. و آدمي درخت بي برست وقتي که مدام خود را بنگرد در آينه و مجالي براي ديدن ديگران نيابد مگر براي فريب و تظاهر. و جهان را با افسوس نوشته اند."
|
|
+
محمد سالاروند |
|
|
در اینترنت که به روم باز میشه ، قبل از هر چیز نگاهکی به اخبار و نوشتارهای اینترنتی......
نه ! این خوب نیست!! تفکر از راه انتقال ایده های تماتیک و بسط و گسترش ..... نوووچ! خیلی افاضاته! به نام انکه جان را در آیینه تفکر به آموختن.... ای بابا! نهه!! ... یه جایی تو رادیو شنیدم : وبلاگ ها منبع خوبی برای آموختن نیستند!چون معمولاً نویسندگان وبلاگ به صورت طوطی وار!مطالبی را می نویسند که حتی خیلی هاشو خودشون هم متوجه نمی شوند!..... ..... دوستی می گفت: سنجش سخن قبل از گفتن و یا نوشتنش مثل کادو کردن یک هدیه است....باید اونو کاملاً سبک و سنگین کرده و بعد با یه جلدو کاور شیک اونو به مخاطب هدیه بدی.... ...سنجش....گفتن....کادو.....هدیه..... |
|
+
محمد سالاروند |
|
|
برای ساخت یک موسیقی صحیح در صحنه ای از یک فیلم ، قبل از هر چیز توجه اساسی به ریتم صحنه است . فرض کنید شخصی در حال دویدن در صحنه ای است . ابتدا سئوالات زیر را از خود بپرسیم :
سئوالات از فیلم 1- شخص کیست ؟ ( کارکتر اصلی ؟ فرعی ؟ مسن ؟ جوان ؟ کودک ؟ و ... 2- کجا می دود ؟ ( در چه میزانسنی ؟ لب دریا ؟ خیابان ؟ کویر ؟ کوچه ؟ حیاط خانه ؟ و . . . 3- برای چه چیز می دود ؟ ( ترسیده ؟ خبری شنیده ؟ خبری باید بدهد ؟ باید به اتفاقی برسد ؟ و ... 4 - کی میدود ؟ ( روز ؟ شب ؟ زمان معاصر ؟ زمان قدیم ؟ و ... بعد از این سئوالات نوبت به سئوالات آهنگساز از خودش می شود : 1- آیا موسیقی میتواند کمکی به بهتر شدن انتقال مفاهیم این صحنه کند ؟ 2-قبل و بعد از این صحنه آیا موسیقی حضور دارد ؟ 3- ساز بندی انتخابی برای این صحنه چیست ؟ و چه ربطی به کل محتوای موسیقی فیلم دارد ؟ 4- سرعت ( tempo ) موسیقی چقدر است ؟ و بعد آهنگساز با جواب به سئوالات بالا به تصویر روشنی از آنچه قرار است بسازد ، رهنمون می شود . و ماحصل احتمالا موسیقی مناسبی برای آن صحنه خواهد بود اما... آهنگسازان بزرگ چگونه با گذر از این سئوالات نه فقط موسیقی مناسب ، بلکه شاهکار می آفرینند ؟ این نقطه ای است که ما آن را (( تجربه و گذر از تجربه )) می نامیم ..... |
|
+
محمد سالاروند |
|
|
ملودی = تعیین می کند ...................................................................................................... هارمونی = تضمین می کند ......................................................................................................
کنتر پوان = تزئین می کند ......................................................................................................
ریتم = تاکید می کند ........................................................................................................
و موسیقی یه چیزی تو همین مایه هاست ! .................................................................................
|
|
+
محمد سالاروند |
|
|
واسه دانلود ( البته به صورت فايل Pdf ) انواع نت خصوصاً كارهاي كلاسيك برو : http://kreusch-sheet-music.net / http://www.sheetmusicfox.com/ و با يه كليك نت مورد نظر خودتو دانلود كن و خلاص ! |
|
+
محمد سالاروند |
|
|
دوستي ، امروز از توجه ويژه به پرداخت موسيقي ملي مي گفت ... عرض كردم : تمامي ماده خام ( متريال ) و اصول ساختاري موسيقي اعم از هارموني ، كنتر پوان ، فرم و ... ماحصل جامعه ساكت و بدور از هياهوي ماشين اروپاي قرون هشت تا اوايل بيست و در دو بعد ديسوناس و كونسونانس شكل گرفته است.
امروز ديگر مسئله حذف جغرافيايي مطبوع و نامطبوع نه تنها در گوش افراد آشنا به موسيقي بل در جان عموم مخاطبين كاملاً نهادينه شده و مي توان بدور از آن هياهو ، گوش جان به هر نوع موسيقي سپرد و در آخر از آن لذت برد و يا آن را براي پرهيز از دوباره شنيدن دور ريخت !
باري اين مسئله ، بغرنج ترين مسئله جهاني نمودن موسيقي ايران را ( نه به عنوان موسيقي ملي جغرافي خاص ) خود به خود حل خواهد نمود . نه به هارموني مزدوج زنده ياد حنانه احتياج است و نه به سري ، كرن نوشتن دهلوي ....
" اونطوري كه فكر ميكني ، موسيقي خودت رو بساز و بذار شنونده حق انتخاب داشته باشه.... باشه ؟!
|
|
+
محمد سالاروند |
|
|
بزرگترين ويژگي موسيقي معاصر ساختن تصاويري براساس شعور شنونده است كه تنها با تلفيق مصالح و مواد موسيقيايي نهفته در موسيقي بومي، مذهبي، آييني و ملي ميسر مي شود.
«در دنياي معاصر، تعريف موسيقي «سكوت بين دو صدا» است. ابداع و خلق موسيقي خارج از چارچوبهاي پرقيد و بند ادبيات و ساخت مجموعه اصواتي كه جز به موسيقي ارجاعي ديگر ندارند از ويژگي هاي ديگر موسيقي معاصر است.»
«توجه به اخلاق و دوباره گويي فضايل اخلاقي باتوجه به سرچشمه فلسفه اخلاق در شرق، ديگر رويكرد موسيقي نوين است.»
|
|
+
محمد سالاروند |
|
|
هنرمند معاصر تنها موجودی است که اتفاقاْ به هیچ وجه در زمان موجود زندگی نمی کند و اصلاْ هم عصر دیگر موجودات مثل خودش نیست! چرا ؟ ...چون :
۱ - برای اینکه شالوده و زیر ساخت تفکر حرفه ای او ، در مطالعه مداوم آثار امتحان پس داده گذشته شکل گرفته است. ۲ - هم عصران او معمولاْ حال او را در نمی یابند زیرا : ۳ - او دائما در حال فکر به خلق اثر برای آینده گان است !
|
|
+
محمد سالاروند |
|
|
تو هر کلاس موسیقی که بری ، اولین چیزی که استادت بهت می گه : تمرین ، تمرین ، تمرین ،اما نمی گه چه طور، فقط میگه تمرین کن ! تو شروع می کنی با سازت به حمالی ! چون می خوای از طریق انگشتان و اعضاء بدن به مغزت موسیقی رو یاد بدی !!! جلو می ری و چندین سال بعد باید بهت تبریک گفت چون حالا تو یه تایپیست ماهری !!!
در علم نوین آموزش ، قبل از هر چیزی توصیه شده که ما به جای ورزیده کردن انگشتان خود ، باید ذهن را ورزیده کنیم . مثالی می آورم : استاد به شما نواختن یک سری گام ( توالی ۸ نت )را برای سازی مثل گیتار به شما درس داده و شما می خواهید از طریق تمرین به سرعت دلخواه برسید. شروع می کنید و انگشتان شما به روی ساز حرکت می کنند ،اما هر چه جلو میروید می بینید به اصطلاح در نمی آد ! چه باید کرد .... ساده است قبل از دست بردن به ساز باید ذهن ما آن قطعه را بنوازد. مگر به انگشتان دست ، مغز فرمان نمی دهد ؟ خب ، ذهن باید ورزیده شود تا بتواند فرمان درست به اعضاء بدهد. ذهن باید آنقدر آماده باشد تا بتوان موسیقی را درست نواخت ، احساس را جاری کرد و جانها را نواخت .
ذهن ، ذهن ، ذهن .....
|
|
+
محمد سالاروند |
|
|
نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
محمد سالاروند
آهنگساز آهنگساز فیلم |
| پيشين |
|
اردیبهشت 1388 دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پيوندها |
|
شب رنگ |
|
RSS
|