این موسیقی /فیلم از ترکیب یک فوگ و عکس های رادیو گرافی نت های موسیقی اونه که مجوعا جهت درک تجربه جدید موسیقایی توسط خودم ساخته شده...
برای دیدن اون می تونید از لینک یوتیوب و یا فیس بوک استفاده کنید...
This
is an experimental composition, combining a Dodecaphonic Fugue from the fourth
movement of my "Short Symphony"
with some images drawing out of same X-Ray scanning of the notation of
same piece.
لینک نمایش
http://www.youtube.com/watch?v=q39ry_eukEE
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
.... اینکه آرزو کنی
یه دفعه هم که شده
نویسنده مورد علاقه ات
رو یاخواننده دوست داشتنی ات
رو یا آدم سیاسی خوبه ای که می شناسی
رو از نزدیک ببینی و انوقت در کمال ناباوری ببینی
این آدم با اونی که تو ذهنت بوده تومنی صد صنار تفاوت داره
ُ یه اتفاق معمول واسه عصر ماست.... خیلی به ندرت این دوتا ( شخصیت ذهنی و واقعی )
با هم دیگه جور در می آد... اما من از این معدود آدما یه نفر رو خوب می شناسم که خودش از کارای دوست داشتنیش خیلی بهتره .....
خیلی
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
" بزرگان جهان را به تواضع و فروتني که داشته اند، به برخوردشان با منقدان خود، و به شهامتشان براي قبول خطا نشانه مي زنند، ورنه رجزخواني شاني ندارد، درشت گوئي عزت نمي آورد. و آدمي درخت بي برست وقتي که مدام خود را بنگرد در آينه و مجالي براي ديدن ديگران نيابد مگر براي فريب و تظاهر. و جهان را با افسوس نوشته اند."
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
در اینترنت که به روم باز میشه ، قبل از هر چیز نگاهکی به اخبار و نوشتارهای اینترنتی......
نه ! این خوب نیست!!
تفکر از راه انتقال ایده های تماتیک و بسط و گسترش .....
نوووچ! خیلی افاضاته!
به نام انکه جان را در آیینه تفکر به آموختن....
ای بابا! نهه!!
...
یه جایی تو رادیو شنیدم : وبلاگ ها منبع خوبی برای آموختن نیستند!چون معمولاً نویسندگان وبلاگ به صورت طوطی وار!مطالبی را می نویسند که حتی خیلی هاشو خودشون هم متوجه نمی شوند!.....
.....
دوستی می گفت: سنجش سخن قبل از گفتن و یا نوشتنش مثل کادو کردن یک هدیه است....باید اونو کاملاً سبک و سنگین کرده و بعد با یه جلدو کاور شیک اونو به مخاطب هدیه بدی....
...سنجش....گفتن....کادو.....هدیه.....

+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
برای ساخت یک موسیقی صحیح در صحنه ای از یک فیلم ، قبل از هر چیز توجه اساسی به
ریتم صحنه است . فرض کنید شخصی در حال دویدن در صحنه ای است . ابتدا سئوالات زیر را از خود بپرسیم :
سئوالات از فیلم
1- شخص کیست ؟ ( کارکتر اصلی ؟ فرعی ؟ مسن ؟ جوان ؟ کودک ؟ و ...
2- کجا می دود ؟ ( در چه میزانسنی ؟ لب دریا ؟ خیابان ؟ کویر ؟ کوچه ؟ حیاط خانه ؟ و . . .
3- برای چه چیز می دود ؟ ( ترسیده ؟ خبری شنیده ؟ خبری باید بدهد ؟ باید به اتفاقی برسد ؟ و ...
4 - کی میدود ؟ ( روز ؟ شب ؟ زمان معاصر ؟ زمان قدیم ؟ و ...
بعد از این سئوالات نوبت به سئوالات آهنگساز از خودش می شود :
1- آیا موسیقی میتواند کمکی به بهتر شدن انتقال مفاهیم این صحنه کند ؟
2-قبل و بعد از این صحنه آیا موسیقی حضور دارد ؟
3- ساز بندی انتخابی برای این صحنه چیست ؟ و چه ربطی به کل محتوای موسیقی فیلم دارد ؟
4- سرعت ( tempo ) موسیقی چقدر است ؟
و بعد آهنگساز با جواب به سئوالات بالا به تصویر روشنی از آنچه قرار است بسازد ، رهنمون می شود .
و ماحصل احتمالا موسیقی مناسبی برای آن صحنه خواهد بود اما...
آهنگسازان بزرگ چگونه با گذر از این سئوالات نه فقط موسیقی مناسب ، بلکه شاهکار می آفرینند ؟ این نقطه ای است که ما آن را (( تجربه و گذر از تجربه )) می نامیم .....
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
ملودی = تعیین می کند ...................................................................................................... هارمونی = تضمین می کند ......................................................................................................
کنتر پوان = تزئین می کند ......................................................................................................
ریتم = تاکید می کند ........................................................................................................
و موسیقی یه چیزی تو همین مایه هاست ! .................................................................................
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
واسه دانلود ( البته به صورت فايل Pdf ) انواع نت خصوصاً كارهاي كلاسيك برو :
http://kreusch-sheet-music.net /
http://www.sheetmusicfox.com/
و با يه كليك نت مورد نظر خودتو دانلود كن و خلاص !
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
دوستي ، امروز از توجه ويژه به پرداخت موسيقي ملي مي گفت ... عرض كردم : تمامي ماده خام ( متريال ) و اصول ساختاري موسيقي اعم از هارموني ، كنتر پوان ، فرم و ... ماحصل جامعه ساكت و بدور از هياهوي ماشين اروپاي قرون هشت تا اوايل بيست و در دو بعد ديسوناس و كونسونانس شكل گرفته است.
امروز ديگر مسئله حذف جغرافيايي مطبوع و نامطبوع نه تنها در گوش افراد آشنا به موسيقي بل در جان عموم مخاطبين كاملاً نهادينه شده و مي توان بدور از آن هياهو ، گوش جان به هر نوع موسيقي سپرد و در آخر از آن لذت برد و يا آن را براي پرهيز از دوباره شنيدن دور ريخت !
باري اين مسئله ، بغرنج ترين مسئله جهاني نمودن موسيقي ايران را ( نه به عنوان موسيقي ملي جغرافي خاص ) خود به خود حل خواهد نمود . نه به هارموني مزدوج زنده ياد حنانه احتياج است و نه به سري ، كرن نوشتن دهلوي ....
" اونطوري كه فكر ميكني ، موسيقي خودت رو بساز و بذار شنونده حق انتخاب داشته باشه.... باشه ؟!
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
بزرگترين ويژگي موسيقي معاصر ساختن تصاويري براساس شعور شنونده است كه تنها با تلفيق مصالح و مواد موسيقيايي نهفته در موسيقي بومي، مذهبي، آييني و ملي ميسر مي شود.
«در دنياي معاصر، تعريف موسيقي «سكوت بين دو صدا» است. ابداع و خلق موسيقي خارج از چارچوبهاي پرقيد و بند ادبيات و ساخت مجموعه اصواتي كه جز به موسيقي ارجاعي ديگر ندارند از ويژگي هاي ديگر موسيقي معاصر است.»
«توجه به اخلاق و دوباره گويي فضايل اخلاقي باتوجه به سرچشمه فلسفه اخلاق در شرق، ديگر رويكرد موسيقي نوين است.»
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|
هنرمند معاصر تنها موجودی است که اتفاقاْ به هیچ وجه در زمان موجود زندگی نمی کند و اصلاْ هم عصر دیگر موجودات مثل خودش نیست! چرا ؟ ...چون :
۱ - برای اینکه شالوده و زیر ساخت تفکر حرفه ای او ، در مطالعه مداوم آثار امتحان پس داده گذشته
شکل گرفته است.
۲ - هم عصران او معمولاْ حال او را در نمی یابند زیرا :
۳ - او دائما در حال فکر به خلق اثر برای آینده گان است !
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد سالاروند
|